پوشش چادر تنها تا سر کوچه ی مدرسه
  چند سال پیش به دعوت یکی از دوستانم برای انجام یک پروژه به مدرسه ای در غرب تهران رفتم.مدرسه ای غیر انتفاعی که ورود به آنجا از طریق گزینش انجام می شد. ظاهر مدرسه و برنامه های آن نشان می داد که در اینجا به برخی نکات حساس هستند. یکی از موارد این بود که دانش آموزان نباید در منزل ماهواره داشته باشند. یعنی اگر مسئولان مدرسه متوجه این قضیه در مورد هر دانش آموزی می شدند, آن شخص باید پاسخگو می بود و احتمالا" راه مدرسه دیگری را در پیش می گرفت. یک روز بر حسب اتفاق در یکی از ایستگاه های مترو با چند نفر از دانش آموزان همان مدرسه روبرو شدم. آنان مرا نمی شناختند ولی من می دانستم که این بچه ها شاگردان همان مدرسه هستند. صحبت شان بر سر برنامه های ماهواره بود و از فیلم ها و برنامه هایی که دیده بودند برای هم تعریف می کردند.

با دیدن این صحنه به یاد آن دختران دانش آموزی افتادم که به محض دور شدن از مدرسه ، چادرهایشان را جمع کرده و در کیف خود می گذارند.دختر دانش آموزی که به محض رسیدن به کوچه مدرسه چادر بر سر می کند و با دور شدن از آن دوباره تغییر وضعیت می دهد، به این نوع پوشش اعتقادی ندارد.آن پسران و این دختران هیچکدام مقصر نیستند. رفتارهای ریاکارانه بزرگ تر هاست که بچه ها را هم به این سمت سوق می دهد.جامعه ما  به ظاهر افراد و اجتماع بیشتر از باطن آدم ها بها می دهد.

   چندی قبل یکی از آشنایان دنبال مدرسه ای غیرانتفاعی و  اسلامی برای فرزندانش می گشت. او می گفت فرزندانم در این نوع مدرسه ها بهتر تربیت می شوند. لااقل بچه ها در این نوع مدارس فحاشی و حرف زشت نمی زنند. یک روز همین تصور و نگاه او را با یکی از اساتید برجسته روانشناسی دانشگاه در میان گذاشتم. او در جوابم گفت: فرزندتان در بهترین مدرسه های اسلامی هم که درس بخواند باز هم باید وارد اجتماع بشود. در اجتماع این حرف ها بوده و هست و باز هم خواهد بود. من هم که استاد دانشگاه هستم همان حرف ها را بلدم. شما هم بلد هستید و دیگران هم بی اطلاع نیستند. اما مهم این است که از این حرف ها و کلمات استفاده نکنیم. شما بخواهید یا نخواهید فرزندتان رکیک ترین واژه ها را دیر یا زود می شنود و ممکن است یاد بگیرد. اما مهم آن است که این واژگان را بر زبان جاری نسازد.کاش به آدم ها ی جامعه و فرزندانمان اجازه می دادیم خودشان باشند. نهاد و فطرت انسان ها پاک است. هیچ انسانی شرارت،ظلم،نامردی، خیانت و دورویی را به ذاته دوست ندارد. این عملکرد مربیان و معلمان زندگی و اجتماع است که کودکان، نوجوانان و جوانان را به سمت تزویر و ریاکاری سوق می دهد. کاش این را باور داشتیم و رفتارمان را تصحیح می کردیم.