نگاه من،زندگی ما

این احساس من است از هزاران رویداد تلخ و شیرین که در جهان هستی ثبت می شود

نگاه من،زندگی ما

این احساس من است از هزاران رویداد تلخ و شیرین که در جهان هستی ثبت می شود

مسابقات اینترنتی نیازمند نگاه تازه است

  برگزاری مسابقه بهانه خوبی برای آموزش های غیر مستقیم است. پاییز سال 84 بود که به سازمان آتش نشانی تهران پیشنهاد برگزاری یک مسابقه اینترنتی را دادیم. هدف مشترک ما آشنایی بچه ها و خانواده های آنان با نکات ایمنی بود. روابط عمومی سازمان آتش نشانی از این پیشنهاد استقبال کرد و مسابقه برگزار شد. سازمان آتش نشانی تهران به برگزیدگان آن رقابت کپسول های خاموش کننده یا همان اطفا حریق اهدا کرد. اواخر تابستان سال بعد  این آتش نشانی تهران بود که پیشنهاد برگزاری یک مسابقه دیگر را داد. الآن سه سال متوالی است که این مسابقه اینترنتی با عنوان " ایمنی کلید سلامتی " برگزار می شود. برخی سازمان ها و نهاد های دیگر هم از این طرح استقبال کرده اند و از این طریق زمینه آشنایی کودکان و نوجوانان و حتی خانواده های آنان را با مباحث و مسائل مختلف فراهم کرده اند. به تازگی انجمن دیابت ایران هم در این پروژه مشارکت کرد. رئیس خوب و اندیشمند انجمن یعنی جناب آقای دکتر اسدالله رجب با برگزاری مشترک یک مسابقه با همکاری روابط عمومی کانون پرورش این فرصت را فراهم کرد تا اطلاعات خوب و مناسبی به منظور افزایش میزان آگاهی خانواده ها در اختیار مردم قرار بگیرد. چقدر خوب است که بتوانیم از هر فرصت و بهانه ای برای بالا بردن میزان دانش و آگاهی مردم استفاده کنیم. تصور کنید احتمال بروز یک حادثه یا سانحه ای در میان باشد و نوجوانی به واسطه کسب آگاهی از اطلاعات ارائه شده در این مسابقه بتواند مانع وقوع یک فاجعه گردد. اگر این خبر را به شما بدهند  چه احساسی پیدا می کنید؟ فرض بفرمایید کودک یا نوجوان دیگری از طریق این رقابت اینترنتی با علائم و نشانه های ابتلا به دیابت آشنا شده و بتواند مانع از بیماری یک فرد در این رابطه گردد.آن وقت است که معنا و مفهوم این قبیل مسابقات بیشتر روشن می شود.پس یادمان باشد که مسابقات و رقابت های این چنینی را فقط از زاویه تفریح و سرگرمی نگاه نکنیم. چقدر خوب بود اگر هر سازمان یا ارگانی از زاویه خدمات و وظایف خودش در این نوع فعالیت ها شرکت می کرد و به سهم خود در بالا بردن میزان آگاهی آحاد جامعه بیش از این سهیم می شد. باز هم گلی به جمال آتش نشانی تهران، انجمن دیابت ایران، شرکت مترو، سازمان انتقال خون ایران و همه آن سازمان هایی که این نوع فعالیت ها را جدی می گیرند و بدین وسیله بر اطلاعات و دانش مردم می افزایند.

   اگر دوست دارید شما هم می توانید در این رقابت های اینترنتی شرکت کنید و از جوایز آن برخوردار باشید. البته پای قرعه در میان است.

پاداش یا برای همه یا من هم نمی گیرم

   وقتی مجموعه تحت مدیریتش برای چند سال پیاپی موفق به کسب رتبه کشوری شد , نامه ای به بالاترین مقام دستگاه نوشت و ضمن اعلام این خبر , لوح تقدیر و هدایای اهدایی را تقدیم وی کرد. چندی بعد آن مقام ارشد , نامه تقدیری برایش فرستاد تا از او تشکر کند. این مدیر محترم با آن مقام ارشد و مافوق تماس گرفت و گفت: این موفقیت ها مرهون تلاش گروهی است و من یک نفر از این جمع هستم. کارشناسان و سایر کارکنانم هم در این قضیه سهم دارند. اگر قرار است تشویق کنید , لطفا همگی را در نظر بگیرید.

با این حرف , مدیر عامل دستگاه برنامه ضیافت نهاری را برای تمام پرسنل آن مجموعه در نظر گرفت . در آن جلسه لوح تقدیری را به آقای مدیر داد .همراه این لوح یک یا چند سکه بهار آزادی هم بود که به آقای مدیر تعلق داشت. مجموعه همکاران ناهار را در کنار مدیر و مقام ارشد دستگاه خود صرف کردند. در فاصله کوتاهی که آقای مدیر با مدیر عامل کنار هم بودند, آقای مدیر در کمال احترام سکه ها را به مدیر عامل محترم برگرداند و گفت: یا برای همگی ما پاداشی در نظر بگیرید ِا اجازه بدهید این را هم من برندارم. خلاصه کار به جایی رسید که یک تقدیر نامه با امضای مدیر عامل محترم در پرونده تمامی همکاران قرار گرفت و به هر کدام نیز مبلغی به عنوان پاداش پرداخت شد.

   البته شاید همه همکاران این آقای مدیر ندانند که ماجرا به چه ترتیب بوده است. خیلی از مدیران و مقامات ادارات و سازمان ها بدون آنکه صدایش را در بیاورند آن پاداش را می گیرند. واقعا حق هم با آنان است. چون خودشان که نخواسته اند. مدیر ارشدشان این پاداش را داده است. راستی شما چند نفر را سراغ دارید که مثل این آقای مدیر عمل کنند؟